|
تقدیم به همه ی ایرانیان عزیز
|
امیدوارم مثل همیشه سالم و سر حال باشید و من هم برای شما چند تا مطلب مثل همیشه دارم خوشحال می شم بخونید
![]()
حالم خوب نیست
دیشب در اتاق کوچکم اشباح پرسه می زدنند
و سایه ماه روی دیوار اتاقم
چسبیده بود...
دیشب حس کردم
در قبرستان گم شده ام
و جز بادبادکی که از دست تو گریخته بود
کسی با من ولگردی نمی کرد
من پرواز کردم با بادبادکت
و تو با سنگ نگاهت
بادبادکت را کشتی..!
و من در قبرستان دفنش کردم...
می بینی ..
حالم خوب نیست
مي دوني آدما بين " الف " تا " ي " قرار دارند
بعضي ها مثل " ب " برات مي ميرند،
مثل " د " دوستت دارند،
مثل " ع " عاشقت مي شوند،
مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد
پس تصور کنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم
البته من فکر نمی کنم عاشق شدن نیازی به سعی و تلاش داشته باشه عاشق موندن و وفاداری هست که نیاز به تلاش داره